خانم خوشگلا

از همه جا ......... از همه چیز

خداحافظ

باور نداره قلبم وقت وداع رسیده

انگار که غم آتشی بر پیکرم کشیده . . .

سلام بچه ها خوب هستید؟

ما دیگه داریم می ریم البته فرنوش جون هست ولی من و سانیا دیگه داریم ازتون خداحافظی میکنیم .

دلمون برای همه ی شما دوستای خوب تنگ میشه .

دوستتون داریم

خداحافظ

bye

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 15:41  توسط ناناز  | 

شبانه دو

دوستش می دارم

چرا که می شناسمش

به دوستی و یگانه گی

-شهر...همه بیگانگی و عداوت است

-هنگامی که دستان مهربانش را به دست می گیرم

تنهای غم انگیزش را در می یابم

اندوهش...غروبی دلگیر است

در غربت و تنهایی

هم چنان که شادی اش

طلوع همه ی آفتاب هاست...

                    ((شاملو))

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 16:44  توسط فرنوش  | 

عشق یعنی...

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن و ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

....

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 17:13  توسط فرنوش  | 

دچار

 

 

چرا گرفته دلت ٬مثل آن که تنهایی

چقدر هم تنها!

خیال می کنم

دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی

دچار یعنی

عاشق

وفکر کن چه تنهاست

اگر که ماهی کوچک٬دچار آبی دریای بی کران باشد.

سهراب سپهری

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 9:56  توسط ناناز  | 

......

رفتم مرا ببخش مگو وفا نداشت

راهی به جز گریز برایم نمانده بود

این عشق آتشین پر از درد و بی امید

در وادی گناه و جنونم کشانده بود

((فروغ فرخزاد))

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 22:21  توسط فرنوش  | 

دوست داشتن

 

آری ٬آغاز دوست داشتن است

گر چه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

                                                                                           فروغ فرخ زاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 10:23  توسط ناناز  | 

افسوس

 

 

افسوس, ما خوشبخت وارامیم

افسوس, ما دلتنگ وخاموشیم

خوشبخت, زیرا دوست می دارم

دلتنگ, زیرا عشق نفرینی است

 

  فروغ فرخ زاد 

 

   

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 11:56  توسط سانیا  | 

پدر

 

 

 

 

حرف های ماهنوز نا تمام.....تا نگاه می کنی

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی

پیش از آنکه با خبرشوی

لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود

ای دریغ و حسرت همیشگی

.

.

.

.

.

امشب تو آسمان رفت و آمد زیاده

فرشته ها از سمتی به سمت دیگه می رند

آخه قراره یه عزیزی پا بذاره به آسمان

قراره بچه های کوفه یتیم بشن

قرر امشب تمام مسلمین یتیم بشن

قراره امشب پدر جهانیان به مهمانی خدا بره

بیایید ما هم ٬هم پای بچه های یتیم کوفه با دل هایی بارانی دست به دعا برداریم

 

خدایا....

 

شهادت امام علی علیه السلام ٬امیر المومنین را به همه ی مسلمین تسلیت عرض می کنیم

در این شبهای عزیز ما رو هم فراموش نکنید

التماس دعا

                            یا علی

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 12:7  توسط ناناز  | 

چت با خدا

 

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم

گفتی: ... فَإِنِّي قَرِيبٌ...

.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم

گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ

.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ...

.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی

گفتی: وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ...

.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟

گفتی: أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ ...

.:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم

گفتی: ... اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ ...

.:: (ولی) خدا عزیزِ و داناست، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟

گفتی: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا

.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی: وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ...

.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌كنم

گفتی: إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ...

.:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك

گفتی: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ...

.:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟

گفتی:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشته‌هاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ... ... ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 10:48  توسط ناناز  | 

زندگی سگی

به نظر شما زندگی سگی یعنی چی؟

یعنی زندگی یه موجود چهار پا ،سفید،تپل و مپل،حموم کرده و شونه خورده که از صبح تا غروب می شینه توی ماشین آخرین مدل صاحبش و توی خیابون های شهر گردش می کنه یا زندگی یه موجود دو پا،گرسنه،لاغر و تکیده که برای یه لقمه نون از صبح تا شب توی خیابون های شهر سگ دو میزنه؟واقعا زندگی سگی یعنی چی؟یعنی زندگی یه موجودی که گوشت لخم کیلویی10000تومانی می خوره و کنار بخاری و شومینه خرناس می کشه یا زندگی موجود دیگه ای که توی زباله های شهر به دنبال یه لقمه نون خشک پرسه میزنه.کدوم یکی؟یه حموم گرم،یه جای خواب راحت و یه شکم سیر و یا یه کارتن خالی،یه لقمه نون خشک و یک شکم گرسنه.لطفا یکی برای ما بنویسه،چون ما تو معنی اش موندیم.!!!

  *((خودتون مقایسه کنید))*

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 17:40  توسط فرنوش  |